36 - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 19:37
امروز ساعت ۵ با حالت پشیمونی از اینکه چرااا دیشب بیدار نموندم درس بخونم بیدار شدم. خجل و شرمنده از خودم نشستم دارم فارما رو روخونییییی میکنم چون دیگه وقت نمیشه دقیق بخونم :") و باید بگم که قراره فارما رو
37 - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 19:37
امتحان فارما رو دادمو همش تستی بود. یه سریا روجواب دادمو یه سریا هم شانسی زدم :") پاس میشم ولی با نمره پایین.دیروز ساعت ۶ بیدار شدم یچی خوردم رفتم کتابخونه خوابگاه تا ساعت ۱۱ اینا و بعد اومدم بالا رفتم حموم و ناهار درست کردم خوردم رفتم تو اتاق. که این دختره هم اتاقیم که ازش بدم میاد تااازه بیدار شده...
38 - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 19:37
قلعم یه شبه فرو ریختهمه دروغگوها منو دروغگو صدا میکننبرای چند ماه هیچکس ازم خبر نداشتنسبت به قبلا ، آدم بهتری شدمهمه گل هام مثل خار برگشتنبعد از طوفان پنجره هارو محکم پوشوندماون یه اتیش درست کرد فقط برا اینکه منو گرم کنه!حداقل یه کارو درست انجام دادمبا عشقم میخندمیواشکی قلعه درست کردمچشم های درخشانش...